تبلیغات
My thoughts - مطالب ne _ed

My thoughts

یک بار زندگی می کنی! پس آنطور زندگی کن که دقایق آخر زندگی حسرت نخوری!

من کیم و اینجا کجاست؟
سلام.
اینجا خونه مجازی منه...
اینجا دنیایی رو می سازم که خودم دوست دارم.
چیزاییو مینویسم که بهشون اعتقاد دارم.
این خونه روز بیست و دوم مهر سال نود و پنج بنا شده.
یه خونه پاییزی.
امیدوارم اینجا رو دوست داشته باشین.
منم یه آدمم مثه همه آدما.
فقط دوست دارم یه دنیا جدا از دنیای دیگران واسه خودم داشته باشم.
همین...!
نویسنده
بگرد و پیدا کن
کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: جمعه 24 فروردین 1397 03:54 ب.ظ

و باران بارید

و تن خشک کویر ز سرما لرزید

کویر گفت به ابر

که کنون نیاز است به صبر

روی این خاک صبور

روی این کره ی خاکی

هزاران نفر هر روز

ز هر خاطره ای تلخ کرده اند عبور

و تو که میباری

آن پسربچه ی بیمار که ندارد خانه

میرود شانه به شانه ی هر رهگذری

تا که شاید دلشان رحم کند به چنین بی خبری از دنیا

که هنوز عدد سن نمایش نشده است دورقمی

و چقدر بی رحمی

و چقدر بی رحمی به چشم هر عاشق دل شکسته ی بی رمقی

که چقدر سخت ز یاد میبرد خاطره ی آن یاری

که له کرده دلش را راحت

به هزاران دلیل آشکار و نهان

چه کسی می داند که این صورت خیس از باران

خیس است ز اشک در پس پرده ی این خیسی باران نما

و تو چه بی رحمی ابر

که نمیدانی هر قطره ای که میباری

میشود رنج دل یک بچه

که نمیداند او

در پس این همه ابهام و سوال

چه خفته در انتظار در آینده ی او

و چنین گفت کویر

به آن ابر پر از غصه و دلگیر

قطره ای از چشم پر اشک این ابر چکید

و باد به هر سمت که دلش خواست کشید

تن سرد و سنگین و بی جانش را

و ابر در راه چه دید

کودکی چتر به دست قدم برمیداشت

با دوپای کوچک خود در چاله ی آب پرید

و بلند میخندید

مادر بچه به او مینگریست

و غمی سخت عجیب در پس آن نگاه پنهان بود

و کمی دور تر  از آن مادر

زوجی عاشق

دست در دست هم آرام قدم می زنند اما

نگااهای پر حسرت هر عاشق تنها

سرد میکند گرما هر نگاه آنها را

و دل ابر شکست

و بلند می غرید

و باران بارید...

وباران بارید...



کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: جمعه 22 دی 1396 02:48 ب.ظ

دربندم و آزاد می بینید، گریانم و دل شاد می بینید
خسته تر از خسته در این دنیا، خشکیده ام آباد می بینید


تا این صدا در حنجره خشکید، تا رخت کشید شادی ز چشمانم
من نیز بریدم دل ازین مردم، من خود جز این چیزی نمی دانم


یک آینه در پیش چشمانم، این چشم کیست من خود نمی دانم
چشم من است این مشکی بی روح؟! این چشم کیست در پیش چشمانم؟


پنج هفته و شش ساعت و یک عمر، من بودم و یک دفتر خالی
فکرم ز شعر و قافیه خسته، روزم پر از آشوب و بی حالی


بیمارم و بی حالم و بی خواب، تنها ام و بی جانم و خسته
خسته تر از خسته تر از خسته، خسته ز هر شادی که رخت بسته


امشب در این آشوب افکارم مانند هر ماه وشب و سالم
خودکار خسته باز هم رقصید تا خود نگارد باز از این حالم

 



کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: دوشنبه 27 آذر 1396 04:04 ب.ظ
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: دوشنبه 27 آذر 1396 04:03 ب.ظ
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: دوشنبه 27 آذر 1396 04:02 ب.ظ
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: جمعه 24 آذر 1396 12:21 ب.ظ


Image result for girl

بی اعصابم ولی اعصاب کس دیگه ای رو خورد نمیکنم...!

ساده نیستم... خودمو میزنم به سادگی...!

میدونی چرا...؟

چون من میدونم حرمت چیه ...احترام چیه...!

من واسه دوستی و عشق خودم ارزش قائل میشم.

پس اگه چیزیو به روی کسی نمیارم از سادگی و نفهمیم نیست...!

من فقط نمیخوام واسه کسی که در حدم نیست اعصابمو خورد کنم.

واسه همین راحت میگذرم...!

خیلی راحت...



کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: جمعه 24 آذر 1396 11:43 ق.ظ

Related image

از عطر تو حوای من تموم زندگیم پره حسم بهت فراتر از تصوره... تصوره...
جنگیدم با دنیا... جنگیدم سر کسی که حقمه ...که حقمه...
حقمه به عشق تو... به عشق تو... بریدم از... بریدم از همه
دنیا عوض شده برام از اون شبی که دیدمت
بی خستگی یه عمره که دارم با عشق ادامه میدمت
تنها برای تو بسم با عشق شدی همه کسم
خوبم با تو... خوبم به خنده های تو قسم...

برای هم شدیم دنیا چیکاره بوده که دلش نخواد
خدا کنه تا جون دارم اون روزی که تو نیستی نیاد
چه حال خوبیه حال هردومون فقط تا آخرش همینجوری بمون
چه حال خوبیه این که کنارمی دار و ندارتم دار و ندارمی

دنیا عوض شده برام از اون شبی که دیدمت
بی خستگی یه عمره که دارم با عشق ادامه میدمت
تنها برای تو بسم با عشق شدی همه کسم
خوبم با تو... خوبم به خنده های تو قسم...



کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: دوشنبه 1 آبان 1396 04:41 ب.ظ
سرد شده بود تو آمدی ثانیه دلنواز شد
جان به لبم آمد و بعد لحظه پر از نیاز شد

غم شده بودم آن زمان، قفل شده بود این دهان
پیر شده است این جوان، فرود ره فراز شد

ساعت من مسخ تو شد، ثانیه نیرنگ تو شد
ساز دل آهنگ تو شد، نت به نتم چو راز شد

خسته شدم از این جهان دور شده ام از این مکان
پر زده ام در آسمان پر زدنم نماز شد

برزخ دل دَرَک شده زندگی پر تَرَک شده
مرحم زخم نمک شده، سوز دلم گداز شد


کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: دوشنبه 1 آبان 1396 04:24 ب.ظ
فکر من هر لحظه در آید به کار
هر هوسش قصه ای آرد به بار

گه غم و یار و سپرم بوده است
گاه شده دردسرم بوده است

دود شده و محو شده در آسمان
باد شده و قصه شده این چنان

گشته و باز گرد به پا خاسته
از غم و اندوه زمان کاسته

درد شده باز به هم ریخته
روز و شبم را به هم آمیخته

یار شده باز ردم کرده است
نقش من هوای قلم کرده است

راز شده در دلم افتاده است
آب شده اشک به من داده است

دوست شده در خلوت من گم شده
خصم بُده، ثانیه هیزم شده

شر شده در خیر جهان گم شده
خشم شده آتش هیزم شده

سرد شده قاتل من بوده است
گرم شده یار قلم بوده است

شعر شده قافیه ها دوخته
روز و شبم را به من آموخته

هر چه بُد و هرچه شد و هرچه گشت
گشته در این ذهن پر از کوه و دشت

ذهن نتواند که به بند آردش
یا که چو دل باز به تنگ آردش


کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: سه شنبه 10 مرداد 1396 01:26 ب.ظ
اسم آهنگ "مرداب"
خواننده : میلاد بابایی
شعر : علیرضا آذر
دکلمه: علیرضا آذر


دانلود آهنگ میلاد بابایی به نام مرداب


تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4
لینک های مفید
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل مهمونا:
  • مهمونای امروز :
  • مهمونای دیروز :
  • چند نفر این ماه اومدن؟ :
  • چند نفر ماه قبل اومدن؟ :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل نوشته هام :
  • آخرین مهمون کی اومده؟ :
  • آخرین بروز رسانی :



دانلود آهنگ

جاوا اسكریپت