تبلیغات
My thoughts - زندگی

My thoughts

یک بار زندگی می کنی! پس آنطور زندگی کن که دقایق آخر زندگی حسرت نخوری!

من کیم و اینجا کجاست؟
سلام.
اینجا خونه مجازی منه...
اینجا دنیایی رو می سازم که خودم دوست دارم.
چیزاییو مینویسم که بهشون اعتقاد دارم.
این خونه روز بیست و دوم مهر سال نود و پنج بنا شده.
یه خونه پاییزی.
امیدوارم اینجا رو دوست داشته باشین.
منم یه آدمم مثه همه آدما.
فقط دوست دارم یه دنیا جدا از دنیای دیگران واسه خودم داشته باشم.
همین...!
نویسنده
بگرد و پیدا کن
کی نوشته؟ :ne _ed
کِی نوشته؟: پنجشنبه 11 آذر 1395 01:21 ب.ظ
زندگی این روز ها به واژه ای مبدل شده، که معنایی جز روزمرگی و تکرار عادات ندارد. همگی ما هر روز کارهایمان را تکرار می کنیم و روزمان را مثل دیروز شروع می کنیم و شبمان هم مانند شب قبل تمام می شود. اما این زندگی ست؟

ادامه متن را در ادامه مطلب بخوانید.

به قول استاد علیرضا آذر : زندگی یک چمدان است که می آوریش _ بار و بندیل سبک می کنی و می بریش

اما اکثر ما آدم ها به جای باز کردن چمدان و سبک کردن بارش، یا گلچین کردن خوبی ها و گذاشتن آنها در چمدان، بارش را سنگین می کنیم یا اصلا این چمدان گوشه ای به امان خدا رها می کنیم تا خاک بخورد.

متولد که می شویم شوری در سر و دل پدر و مادر و بستگانمان است که انگار ما اولین نوزاد متولد شده ایم و هزار نقشه برای زندگی ما در سر دارند.
از این ما منظورم فقط خودم و هم سن و سال هایم نیست. چه قبل ما، چه بعد ما، به هر حال بوده و هست. کمی که از این تولد می گذرد، عادی می شویم! به بودنمان عادت می کنند! نمی دانم در مورد عادت چه می شود گفت. نمی توان گفت که از رفتار های خوب انسان است یا رفتار های بد او. هر چه می گذرد، بیشتر دچار روزمرگی می شویم. البته بعد از گفتن اولین کلمه، برداشتن اولین قدم و اولین روز سال تحصیلی.
از یک جا به بعد فراموش می کنیم که انسانیم نه ربات برنامه ریزی شده. فراموش می کنیم که فقط و فقط یک بار زندگی می کنیم. فراموش می کنیم هر لحظه را فقط یک بار می توان زندگی کرد و پس از آن، گذشته محسوب می شود.
بدترین زندان برای انسان، زندان ذهنی است. آن زندانی که خودمان برای خود می سازیم، بدتر از هزاران دیوار و حصاری است که نام زندان را به خود گرفته اند.
روزمرگی یکی از این زندان هاست. صبح بیدار می شویم، به مدرسه، دانشگاه، اداره و یا هر جای دیگر می رویم، برمی گردیم و استراحت می کنیم. اکثرمان به بهانه ی درس دارم، کار دارم، خسته ام و... عصرهایمان را در خانه می گذرانیم. شب هم که می شود، پلک هایمان سنگین می شود و ... . یاد رفته بود که این کارها نیازی به گفتن ندارند. همه ی ما با آن ها آشناییم... نیستیم؟!
همه چیز را سخت می گیریم. هرچه باب میلمان نباشد را دوست نداریم و نمی خواهیم. بعضی فرصت های استثنایی را به سادگی به دلیل ترس و تنبلی از دست می دهیم.
این روزها اکثرمان به هر چیز ناشناخته بد بینیم. فکر نمی کنم که اعتماد مانند قبل بین انسان ها وجود داشته باشد. همه مان هم بهشت آخرت را می خواهیم.
دیگر نمی گویم ما چون امیدوارم ما اینگونه نباشیم. اما کسانی هستند که به ظاهر پاک و در باطن شیطان اند، به ظاهر دوست و در باطن دشمن اند، با ظاهر خوبشان جای خود را بین انسان ها باز می کنند و در باطن حق خیلی ها را می خورند و مقداری آب خنک هم همراهش! این را گفتم تا دلیل از بین رفتن اعتماد را بیان کرده باشم. به عبارتی دیگر به قول استاد علیرضا آذر:

زندگی از دروغ تا سوگند - خسته از زیر و روی رو در رو
زیر صورت هزاران صورت - خسته از چهره های تو در تو

می دانم که بحث طولانی شد اما به عنوان حرف آخر لازم است بگویم که زندگی برای این که زندگی باشد به تنوع نیاز دارد.
زمانی زنده ای که حتی از
نفس کشیدن خودت هم لذت ببری. زمانی زنده ای که جهان پیرامونت را با تک تک سلول های مغزت درک کنی. زمانی زنده ای که  در زندگی ریسک پذیر باشی و از لمس خطر نترسی. زمانی زنده ای که مفهموم انسانیت را بفهمی. یعنی بفهمی که نباید برای شادی خودت دیگران را غمگین کنی. یعنی بفهمی که  نباید برای راحتی خودت دیگران را آزار بدهی. یعنی باید بفهمی که چگونه انسان باششی، نه صرفا بدنی متشکل از گوشت و استخوان های متحرک و بدون دل، یا با دلی سنگی. و مهم تر از همه، بفهمی اگر هیچکس را هم نداشته باشی، یک نفر هست که منتظر شنیدن حرف های تو و همیشه و همه جا همراه تو ست.
پس لطفا زنده باشیم و زندگی کنیم. البته طوری زندگی کنیم که در آخرین لحظات حضورمان روی خاک، حسرت چیزی را نخوریم یا حداقل، با کمترین حسرت ممکن و با چمدانی سبک اما پر از بار های ارزشمند، سفر خود به دنیای دیگر را ادامه دهیم.
با آرزوی بهترین ها برای تمام انسان ها و فراموش نکنیم که هیچگاه برای شروعی دوباره دیر نیست.


پ.ن : گفته بودی انشاهامو بذارم. این یکی شونه که گذاشتم. فقط بعد خوندنش بچه ها بدجور متحول شده بودن.



لینک های مفید
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل مهمونا:
  • مهمونای امروز :
  • مهمونای دیروز :
  • چند نفر این ماه اومدن؟ :
  • چند نفر ماه قبل اومدن؟ :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل نوشته هام :
  • آخرین مهمون کی اومده؟ :
  • آخرین بروز رسانی :


چاپ این صفحه

دانلود آهنگ